تبليغاتX
نجوای ثانیه ها
نجوای ثانیه ها
ثانیه ها در گذر است . . . .
قالب وبلاگ

بسم الله الرحمن الرحیم

الَلهُمَ کُن لِوَلیِکَ الحُجَةِ بنِ الحَسَنِ، صَلَواتُکَ عَلیهِ وَ عَلی آبائِهِ فی هذِه الساَعةِِ وَ فی کُل ساعةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَ قائِداً وَ ناصِراً وَ دَلیلاً وَ عَینًا حَتی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعًا وَتُمَتِعَّهُ فیها طَویلاً...

 

 

الا که روح خدایی، خدا کند که بیایی  

تو نور غیب نمایی، خدا کند که بیایی  

 

شب فراق تو جانا خدا کند به سرآید 

 سرآید و تو برآیی، خدا کند که بیایی  

 

دمی که بی تو سر آید خدا کند که نیاید 

الا که هستی مایی، خدا کند که بیایی  

 

فسرده غنچه گلها فتاده عقده به دلها  

تو دست عقده گشایی، خدا کند که بیایی  


زچهره پرده برافکن به ظلم شعله درافکن  

تو دست عدل خدایی، خدا کند که بیایی


نظام هر دو جهانی امام عصر و زمانی   

یگانه راهنمایی، خدا کند که بیایی


تو مشعری عرفاتی، تو زمزمی تو فراتی   

تو رمز آب بقایی، خدا کند که بیایی


دل مدینه شکسته حرم به راه نشسته    

تو مروه ای تو صفایی، خدا کند که بیایی


به سینه ها تو سروری به دیده ها همه نوری   

به دردها تو دوایی، خدا کند که بیایی


ترا به حضرت زهرا، بیا ز غیبت کبری  

دگر بس است جدایی، خدا کند که بیایی


 

[ جمعه 18 فروردین1391 ] [ 17:20 ] [ نفیسه توحیدی مهر ] [ ]
[ چهارشنبه 24 اسفند1390 ] [ 18:43 ] [ نفیسه توحیدی مهر ] [ ]
 

۱-غلامعلی حداد عادل         ۱.۱۱۹.۴۷۴

۲-سید علیرضا مرندی         ۷۰۹.۳۹۱

۳-سید محمد حسن ابوترابی    ۶۹۳.۳۸۴

۴- مرتضی آقا تهرانی         ۶۹۰.۸۴۸ 

۵- سید مسعود میر کاظمی    ۵۸۲.۲۲۸

نکته ای که نظر من یا هر کس دیگه ای رو به خودش جلب می کنه فاصله قابل توجه  آراء نفر اول یعنی آقای حداد عادل و آقای دکتر مرندی نفر دوم است

چیزی که تا اونجایی که من یادم میاد در دوره قبل هم میان ایشان و آقای آقا تهرانی هم اتفاق افتاده بود

فکر می کنید ایشان چقدر بین مردم کیک وساندیس پخش کرده شایدم کباب و قیمه داده باشه نه شاید قول اتوبان و سد و ورزشگاه چند صد هزار نفری از این جور چیزا به مردم داده باشه

شما چی فکر می کنید ؟؟؟

 

[ سه شنبه 16 اسفند1390 ] [ 20:47 ] [ نفیسه توحیدی مهر ] [ ]
 
[ پنجشنبه 11 اسفند1390 ] [ 20:39 ] [ نفیسه توحیدی مهر ] [ ]

 

ساحل افتاده گفت : « گر چه بسی زیستم

هیچ نه معلوم شد آه که من کیستم .»

موج ز خود رفته ای، تیز خرامید و گفت :

« هستم اگر می روم گر نروم نیستم . »

(( محمد اقبال لاهوری)) 

[ پنجشنبه 11 اسفند1390 ] [ 19:50 ] [ نفیسه توحیدی مهر ] [ ]

رفتن، رسیدن است

موجیم و وصل ما، از خود بریدن است
ساحل بهانه‌ای است، رفتن رسیدن است

تا شعله در سریم، پروانه اخگریم
شمعیم و اشک ما، در خود چکیدن است

ما مرغ بی پریم، از فوج دیگریم
پرواز بال ما، در خون تپیدن است

پر می‌کشیم و بال، بر پرده‌ی خیال
اعجاز ذوق ما، در پر کشیدن است

ما هیچ نیستیم، جز سایه‌ای ز خویش
آیین آینه، خود را ندیدن است

گفتی مرا بخوان، خواندیم و خامشی
پاسخ همین تو را، تنها شنیدن است

بی درد و بی غم است، چیدن رسیده را
خامیم و درد ما، از کال چیدن است

قیصر امین پور

[ شنبه 22 بهمن1390 ] [ 23:26 ] [ نفیسه توحیدی مهر ] [ ]

« به نام خداوند بخشنده مهربان

سلام بر تو ای دوست محترم مخلص در دین، که در اعتقاد به ما، با علم و یقین امتیاز داری. ما شکر وجود تو را به پیشگاه خداوندی که جز او خدایی نیست، برده و از ذات بیزوالش مسئلت می نماییم که رحمت پیاپی خود را بر آقا و مولی و پیغمبر ما محمد و اولاد طاهرین او فرستد، و به تو که پروردگار، توفیقاتت را برای یاری حق مستدام بدارد، و پاداش تو را با سخنانی که از جانب ما می گویی با صداقت افزون گرداند، اعلام می دارم که به ما اجازه داده شده که تو را به شرافت مکاتبه، مفتخر سازیم و موظّف بداریم که آنچه به تو می نویسیم، به دوستان ما که نزد تو می باشند برسانی. خداوند آن ها را به طاعتِ خود عزیز بدارد و با حفظ و عنایت خود، مشکلات آن ها را برطرف سازد.

خداوند تو را با امداد خود بر دشمنانش که از دینش بیرون رفته اند، پیروز گرداند؛ و در رسانیدن به کسانی که اطمینان به آن ها داری به طرزی که ان شاء الله می نویسم، عمل کن: هر چند ما در جایی منزل کرده ایم، که از محل سکونت ستمگران دور است و این هم به علتی است که خداوند صلاح ما و شیعیان با ایمان ما را تا زمانی که دولت دنیا از آن فاسقان می باشد، در این دیده است. ولی در عین حال از اخبار و اوضاع شما کاملاً آگاهیم و چیزی از آن بر ما پوشیده نمی ماند. ما از لغزش هایی که از شما(شیعیان) سر می زند، از وقتی که بسیاری از شما، میل به بعضی از کارهای ناشایسته ای نموده اند، که نیکان گذشته، از آن ها احتراز می نمودند و پیمانی که از آن ها برای توجه به خداوند و دوری از زشتی ها گرفته شده و آن ها را پشت سر انداخته اند، اطلاع داریم. گویا آن ها نمی دانند که ما در رعایت حال شما کوتاهی نمی کنیم ، و یاد شما را از خاطر نبرده ایم، و اگر جز این بود از هر سو گرفتاری به شما رو می آورد و دشمنان شما، شما را از میان می بردند. پس تقوا پیشه سازید و به ما اعتماد کنید و چاره این فتنه و امتحان را که به شما رو آورده از ما بخواهید. امتحانی که هرکس مرگش رسیده باشد، در آن نابود می گردد و آن کس که به آرزوی خود رسیده باشد از ورطه آن به سلامت می رود. آن فتنه و امتحان علامت حرکت ما و امتیاز شما در برابر اطاعت و نافرمانی ما است.

خداوند هم نور خود را کامل می گرداند هرچند مشرکان نخواهند . خود را از دشمنان نگهدارید و از افروختن آتش جاهلیت بپرهیزید. کسانی که در این فتنه به جاهای پنهان پناه نبرند و در سرزنش آن راه پسندیده گرفته اند، چون ماه جمادی الاولی از سال جاری، فرا رسید، باید از آنچه در آن ماه روی مي دهد عبرت بگیرید؛ و از آنچه بعد از آن واقع می شود. از خواب غفلت بیدار شوید؛ عنقریب علامت آشکاری از آسمان برای شما پدید می آید و نظیر آن در زمین نیز ظاهرمي شود که مردم را اندوهگین می کند و به وحشت می اندازد.

آنگاه مردمی که از اسلام خارج شده اند، بر عراق مسلط می گردند، و به واسطه سوء اعمال آنها، اهل عراق دچار ضیق معیشت می شوند، سپس این محنت به امر یکی از اشرار از میان می رود و از مردن او پرهیزکاران خیر اندیش خشنود می گردند و مردمی که از اطراف عالم آرزوی حج بیت الله دارند، به آرزوی خود می رسند و به حج می روند. سپس هر مردی از شما عمل می کند به آنچه که به وسیله آن، به دوستی ما تقرّب می جست و از آنچه مقام او را پست می گرداند و خوشایند ما نیست، اجتناب کند. چون که خداوند به طور ناگهانی انسان را برانگیخته می کند، آن هم در وقتی که توبه سودی به حال او ندارد و پشیمانی او را از کیفر ما نجات نمی دهد. خداوند تو را به رشد و کمال الهام بخشد و با لطف خود، شما را به رحمت واسعه خود توفیق دهد

           
[ چهارشنبه 12 بهمن1390 ] [ 22:31 ] [ نفیسه توحیدی مهر ] [ ]

                                            کتاب جامعه علی (علیه السلام)

نخستین کتابی که در طول تاریخ حدیث تدوین گردید ، کتابی بود که به املای رسول خدا(صلی الله علیه و الهی وسلم) و خط علی (علیه السلام) به رشته تحریر در آمد ، و به آن ((صحیفه)) یا ((جامعه)) می گفتند .

بنا به روایات موجود ، از ناحیه ی امامان (علیه السلام) تعابیر ((جفر جامعه ))،((کتای علی))،((صحیفۀ لفرائض)) و ((صحیفۀ العتق )) در مورد آن به کار رفته است .

تعبیر املای رسول الله (صلی الله علیه و الهی وسلم) وخط علی (علیه السلام) بیانگر اهمیتی است که رسول خدا (صلی الله علیه و الهی وسلم) در همان آغاز برای کتابت حدیث قائل بوده ، و به خصوص در نظر داشته اند که مواریثی را به صورت کتبی در اختیار جانشینان خود قرار دهند .

دراین باره ، قرائنی در اثبات عنایت رسول خدا (صلی الله علیه و الهی وسلم ) به امر نگارش این مواریث وجود دارد . از جمله در کتاب بصائر الدرجات آمده است که: ((رسول خدا (صلی الله علیه و الهی وسلم)

به علی(علیه السلام) فرمود: آنچه بر تو املا می کنم بنویس، علی (علیه السلام) عرض کرد : ای پیامبر خدا آیا از نسیان و فراموشی برمن بیم دارید ؟ پیامبر(صلی الله علیه و الهی وسلم) فرمود : از تو بیمی بر فراموشی ندارم و از خدا خواستم که تورا حفظ کند واز فراموشی در امان نگه دارد اما برای شرکای خود بنویس .گفتم : ای پیامبر خدا شرکای من چه کسانی هستند ؟ فرمود : امامان از نسل تو ، آنان که امت من به وجودشان سیراب می گردند و دعا هایشان مستجاب می گردد و نیز با وجود آنهاست که خداوند عذاب را از سر امت دور می کند و رحمت خود را از آسمان نازل می فرماید.))

این کتاب شامل کلیه ی احکام و تکالیف شرعی و نیز آنچه در دایره ی حلال و حرام الهی قرار دارد، است

[ شنبه 1 بهمن1390 ] [ 22:39 ] [ نفیسه توحیدی مهر ] [ ]

یا حبیب الباکین

شاید زبان حال حضرت زینب (س) با سیدالشهدا

 

نسیمی آشنا از سوی گیسوی تو می آید
نفس هایم گواهی می دهد بوی تو می آید

شکوه تو زمین را با قیامت آشنا کرده
و رقص باد با گیسوی تو محشر به پا کرده

زمین را غرق در خون خدا کردی خبر داری؟
تو اسرار خدا را بر ملا کردی خبر داری-

جهان را زیر و رو کرده است گیسوی پریشانت
از این عالم چه می خواهی همه عالم به قربانت

مرا از فیض رستاخیز چشمانت مکن محروم
جهان را جان بده،  پلکی بزن، یا حی یا قیوم

خبر دارم که سر از دیر نصرانی در آوردی
و عیسی را به آیین مسلمانی در آوردی

خبر دارم چه راهی را بر اوج نیزه طی کردی
از آن وقتی که اسب شوق را مردانه هی کردی

تو می رفتی و می دیدم که چشمم تیره شد کم کم
به صحرایی سراسر از تو خالی خیره شد کم کم

تو را تا لحظه ی آخر نگاه من صدا می زد
چراغی شعله شعله زیر باران دست و پا می زد

حدود ساعت سه ، جان من می رفت آهسته
برای غرق در دریا شدن می رفت آهسته

بخوان! آهسته از این جا به بعد ماجرا با من
خیالت جمع ای دریای غیرت خیمه ها با من

تمام راه بر پا داشتم بزم عزا در خود
ولی از پا نیفتادم ، شکستم بی صدا در خود

شکستم بی صدا در خود که باید بی تو برگردم
قدم خم شد ولیکن خم به ابرویم نیاوردم

نسیمی آشنا از سوی گیسوی تو می آید
               نفس هایم گواهی می دهد بوی                   

                                                         از (قبله مایل به تو)    

                                                        سید حمید رضا برقعی

                                                       وبلاگ (پرسه در خیال)

              

[ شنبه 24 دی1390 ] [ 16:7 ] [ نفیسه توحیدی مهر ] [ ]
چشم دل باز کن که جان بینی  
آنچه نادیدنی است آن بینی 
گر به اقلیم عشق روی آری  
همه آفاق گلستان بینی 
بر همه اهل آن زمین به مراد  
گردش دور آسمان بینی 
آنچه بینی دلت همان خواهد  
وانچه خواهد دلت همان بینی 

هرچه داری اگر به عشق دهی  
کافرم گر جوی زیان بینی 
جان گدازی اگر به آتش عشق  
عشق را کیمیای جان بینی 
از مضیق جهات درگذری  
وسعت ملک لامکان بینی 
آنچه نشنیده گوش آن شنوی  
وانچه نادیده چشم آن بینی 
تا به جایی رساندت که یکی  
از جهان و جهانیان بینی 
با یکی عشق ورز از دل و جان  
تا به عین‌الیقین عیان بینی 
که یکی هست و هیچ نیست
جز او   وحده لااله الاهو 

هاتف اصفهانی

[ سه شنبه 20 دی1390 ] [ 22:48 ] [ نفیسه توحیدی مهر ] [ ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

منـم کـه شهره شهرم به عشق ورزیدن
مـنـم کـه دیده نیالودم بـه بد دیدن
وفا کنیم و ملامت کشیم و خوش باشیم
که در طریقت ما کافریست رنجیدن
امکانات وب

تبادل لینک

فروش بک لینک